صدای مجاهدین خلق ایران

طنز ویژه برنامه فاجعه سیل در ایران

رادیو پیک

ضمن همدردی و تسلیت به آسیب دیدگان فاجعه سیل در ایران ویژه برنامه امروز رادیو پیک اختصاص داره به مصیبت سیل در میهنمون ایران. این روزها هموطنانمون تلاش میکنند تا کمکهای مردمی رو به سیلزده ها برسونند. شاهد شکلگیری یک همبستگی ملی هستیم که البته آخوندها به شدت ازش وحشت دارند. به امید یک ایران آزاد و آباد و پایان یافتن همه دردها و رنجها. رادیو پیک امروز رو تقدیم میکنیم به همه اونهایی که اراده کردن تا مرهمی باشند بر زخمهای ایران مصیبت زده.

واکنش آخوندها به سیل

همه جا رو آب برداشته، اما من دلم آتیش گرفته. دلم برای ایران، برای وطنم میسوزه. برای وطنی که هزاران سال از آب و آتش و جنگ و غارت جان سالم به در برده و استوار مونده اما تو چهل سال، فقط تو چهل سال یه مشت اجنبی عمامه به سر کاری کردند که یه بارون دلنشین بهاری بجای اینکه مایه طراوت طبیعت بشه، درست در شادترین روزهای سال، بلای جان هزاران ایرانی میشه. و این محصول دزدی آخوندزاده ایه که جیبش رو با درختان جنگل پر میکنه. این محصول چپاول آقازاده ایه که زندگیش رو از تخریب زیست بوم مملکت به دست آورده.

دو برخورد سراپا متفاوت با موضوع سیل

این روزها در قبال مردم مصیبت دیده و سیل زده دو تا رویکرد بیشتر وجود نداره. یکی رویکرد هموطنان شریفمونه که مثل مردم زلزله زده سرپل ذهاب از همه چیز خودشون گذشتن تا به مردم سیلزده کمک کنند.

یعنی ایرانیان شریف چه تو فضای مجازی یا تو فضای حقیقی کارشون اینه که اولا به هموطناشون کمک کنند بعد هم با اعتراض و فریاد چهره آخوندها در شکل گیری این فاجعه رو افشا کنند.

رویکرد دوم رویکرد آخوندیه. چهل ساله که مملکت رو ویران کردن کاری کردن که یه بارون ساده تو این مملکت تبدیل به فاجعه شده.

بعد هم روز روزش که باید اقدام بکنند مقام عظما درگیر دژژژژژمنه و فقط اورد میده که رسیدگی کنین شیخ فری هم که یه مدت غیبش زده بود بعد اومد طبق معمول وعده وعید داد استاندارها هم یا حب جیم و خوردن و در حال خوشگذرونی تو این کشور و اون کشور هستند یا هم اینکه مشغول شوآف و سلفی گرفتن تو مناطق زلزله زده.

الان طوری شده که بین کارگزارای نظام مسابقه رفتن تو آبه. هر کی میخواد نشون بده که خیلی دلسوزتره بیشتر میره تو آب.

آب بازی پاسدار جعفری

البته اینا اگه تا بالای عمامه هم برن تو آب بازم نمیتونن خودشون رو از زیر بار این جنایت در ببرن. پاسدار جعفری با هلیکوپتر و کلی تجهیزات و یه لشکر محافظ بلند شده رفته اونجا تا زانو تو آب بعد هی دستشو میزنه تو آب آب بازی میکنه.

به قول یکی از دوستان ماکزیمم حرکت جهادیش اینه که با دو تا حرکت انگشت مسیر سیل رو عوض کنه.

البته از قدیم گفتن که مجرم به صحنه جنایت باز میگردد حالا حکایت ایناست. خودشون عامل خرابیها و ویرانیهای این سیل هستند بعد میان تو صحنه شوآف میکنن.

حالا بشنوید از صدا و سیمای آخوندی که تو بخش های خبری مختلف اعلام میکنند که سیل گلستان فروکش کرده و سیل مازندران تموم شده و همه چی آرومه و همه جا تحت کنترله و …. اما در واقعیت شهر زیر دو سه متر آبه و هنوز کلی از روستاها پیدا نشدند و مردم منتظر آذوقه و آب آشامیدنی و امدادرسانی.

بعد یه ستاد بحران هم درست کردن که اصلا معلوم نیست به چه درد میخوره. میگن طرف رفت استخدام شه تو ستاد بحران بهش گفتن چی کار بلدی؟ گفت خوب غافلگیر میشم. بهش تبریک گفتن و استخدامش کردن.

سایه سار ولایت فقیه

فرض کن یک سال تمام تو هوای پر از دود و سرب تهران نفس میکشی شیش مرتبه تا مرز انفکتوس قلبی میری و برمیگردی اما بازم دووم میاری و زنده میمونی.

زیر فشار گرونی و تورم و حقوق نگرفتن شیش مرتبه تا مرز سکته مغزی میری و برمیگردی اما بازم دووم میاری و زنده میمونی.

شب عید میشه تصمیم میگیری بری یه آب و هوایی عوض بکنی که حال دلت خوب بشه میگی با هواپیما برم یادت میاد که آخرین باری که هواپیما تو این مملکت سقوط نکرده اواخر دهه پنجاه اونم هواپیمای امام بود.

بعد تصمیم میگیری با عزرائیلی به نام پراید بری. شیش بار تا مرز پرس شدن پیش میری و برمیگردی اما بازم دووم میاری و زنده میمونی.

تا به مقصد میرسی میبینی هوا ابریه تا میای با بارون بهاری یه حالی بکنی از شیش جا سیل جاری میشه و خودت و ماشینت و همه رو آب.

میگی برم تو جنگل پناه بگیرم میبینی که درختای جنگل و از شیش جهت بریدن و دیگه جایی نمونده که تو بخوای پناه بگیری.

میخوای کوه رو بچسبی میبینی کوه رو از شیش جهت خوردن و همین باعث شده که با یه بارون خودش تبدیل بشه به یک مصیبت دیگه.

خلاصه روی آب دست و پا زنان دنبال یه چیزی میگردی که بهش آویزون شی و خودت و خانواده ات رو نجات بدی یهو یه چیز گردی میاد سمتت محکم میگیریش که غرق نشی اما خوب که نگاهش میکنی میبینی یه مینه خنثی نشده است که از زمان جنگ مونده و حالا با طغیان دریاچه زریوار وارد شهر شده.

این که گفتم واقعیه ها. خبریه که همین روزا از کردستان منتشر شده. خلاصه اینکه در سایه سار ولایت فقیه مرگ سایه به سایه دنبال ما در حرکته.

خاک برسر آخوندها

ساختمون پلاسکو رو یادتون هست؟ وقتی که آتیش گرفت گفتند که ماشین آتش نشانی با نردبون های بلند ندارن که به طبقات بالایی دسترسی پیدا کنند و اینجوری شد که یه عده ای زنده زنده سوختند و کلی از اموال مردم آتیش گرفت و ساختمون تا آخرین آجرش ریخت و خاکستر شد. زلزله کرمانشاه رو هم یادتونه؟

وقتی که زلزله اومد گفتند که چادر و آمبولانس و کانکس ندارند و اینجوری شد که عده ای زیر آوار تلف شدند و کلی از دارایی های مردم از بین رفت و ساختمون های دوزاری دولتی هم تا آخرین آجرش ریختند و خمیر شدند.

سوانح سالهای اخیر

آتیش سوزی جنگل های شمال رو یادتونه؟ وقتی که آتیش گرفت گفتند که هواپیمای آبپاش ندارند تا درخت ها رو خاموش کنند و اینجوری شد که کلی از منابع خدادادی نابود شد و جنگل تا آخرین درختش سوخت و ذغال شد.

سقوط هواپیمای یاسوج رو یادتونه؟ وقتی که هواپیما تو کوه ناپدید شد، گفتند که تجهیزات ردیابی و امکانات صعود به ارتفاعات رو ندارند و اینجوری شد که همه ی مسافرهاش لابلای انفجار زیر چند متر برف زنده زنده یخ زدند و از بین رفتند.

من مطمئنم که همه ی شما، همه ی اینایی که گفتم رو یادتونه. ماشین آتش نشانی و چادر و آمبولانس و کانکس و آبپاش و هلیکوپتر و سایر تجهیزات امدادرسانی رو ندارند ولی خب تا دلتون بخواد تو زیرزمین های سپاه موشک و ترقه و فشنگ و آرپی جی و مسلسل و رادار و پهباد دارند.

موشک و سیل

حالا امروز من اینو میخوام بدونم که با چندتا از موشک هاتون میتونین جلوی این سیلی که خودتون عامل و مقصرش هستین رو بگیرین؟ الان که چندین روستا بطور کامل ارتباط شون قطع شده و امکان امدادرسانی نیست، با چندتا از اون آرپی جی ها و ترقه هاتون میتونین به داد مردم روستا برسین؟

الان که کلی از مزارع کشاورزی و دامداری ها از بین رفتند، با چندتا مسلسل و با چقدر فشنگ میتونین جبران خسارت کنین؟

الان که نصف مملکت رو آب برده و مثل خر تو گل کردین، با چندتا از پهبادها و زیردریایی هاتون میتونین از تو گل دربیاین؟

چی؟ نمیشه؟ نمیتونین؟ خب پس خاک عالم تو سرتون… البته الان هرچی خاک بوده دیگه تبدیل به گل شده… گل و لای عالم به سرتون با این شیوه مملکت داری تون.

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید