728 x 90

آموزش برای کانون‌های شورشی- شماره هشتاد و سه

آموزش برای کانونهای شورشی- شماره هشتاد و سه
آموزش برای کانونهای شورشی- شماره هشتاد و سه

مبارزه و پیروزی قسمت دهم

در ادامه سلسله برنامه‌های آموزشی کانون‌های شورشی خطاب به نسل جوان میهنمان دهمین قسمت از برنامه‌ای با عنوان مبارزه و پیروزی را میشنوید. در برنامه گذشته گفتیم – که سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۵۸با دادن قیمت یعنی زندانی شدن میلیشیا و هوادارانش و با افشاگری سیاست‌های خمینی۰به اسلام پناهی‌های دجالانهٔ او وقعی نگذاشته و با شجاعت تمام گفتند: «ما نیازی به این رفراندم نداشتیم... بهتر بود نحوهٔ رفراندم طوری نباشد که از آن بوی اکراه و اجبار بیاید... مردم باید نوع حکومتی را که بدان رأی می‌دهند بدانند و آگاهی داشته باشند که دارای چه نوع ویژگی است – اکنون می‌پردازیم به این موضوع که: انتظارات مرحله‌ای و حداقل مجاهدین خلق ایران در دهه ۶۰. چه بود و علت وحشت.و هراس خمینی دجال از افزایش محبوبیت مجاهدین به‌ویژه در میان جوانان از چه چیزی ناشی می‌شد.

 

 


هموطنان عزیز

–برخلاف خمینی جلاد که برای پوشاندن نیات واقعی خود به کلی‌گویی، پشت‌هم‌اندازی و احاله مسائل به آینده موهوم می‌پرداخت، مجاهدین ۱۵روز قبل از برگزاری به‌اصطلاح رفراندم تعیین حاکمیت، طی بیانیه‌یی، انتظارات مرحله‌ای و حداقل خود را برای حراست از آزادیها و حقوق مردم در ۲۷اسفند ۵۷ ارائه کردند. اعلام این برنامه از جانب مجاهدین دست خالی خمینی را که هیچ برنامهٔ مشخصی برای ادارهٔ ایران نداشت برملا کرد. این برنامهٔ دموکراتیک و مترقی در مواد زیر خلاصه می‌شد:
«۱ـ اعمال حق کامل حاکمیت ملی بر جمیع منابع ملی و به‌ویژه نفت و ابطال کلیه قراردادهای ننگین استعماری در این رابطه.
۲ـ بنیانگذاری ارتش مردم.
۳ـ تضمین آزادی کامل مطبوعات، احزاب و اجتماعات سیاسی با هر عقیده و مرام.
۴ـ تأمین کامل حقوق سیاسی و اجتماعی زنان فارغ از هر محدودیت استثماری ـ طبقاتی.
۵ـ رفع ستم مضاعف از همهٔ شاخه‌ها، تنوعات قومی و ملی وطنمان در کلیهٔ استانهای کشور و تأمین جمیع حقوق و آزادیهای فرهنگی و سیاسی برای آنها در چارچوب وحدت و یکپارچگی تجزیه‌ناپذیر کل کشور.
۶ـ استقلال کامل دانشگاهها و مدارس عالی و ادارهٔ آنها تحت‌نظر شورای دانشگاه با مشورت دانشجویان و کارمندان.
۷ـ لغو کلیه مقررات ضدکارگری و تدوین قانون جدید کار با نظر خود کارگران.
۸ـ دهقانان محروم ایران به هیچ مرجع دولتی بدهکاری ندارند.
۹ـ قطع هر گونه تحمیل دولتی و شهرداریها به بازاریان و اصناف و کمک به احیای بازار و صنایع ملی.
۱۰ـ تأمین کامل معیشت، مسکن و تحصیلات کارمندان جزء دولتی و دوایر خصوصی و خانوادهٔ آنها به‌خصوص آموزگاران و دبیران و لغو تمام دیون آنان به مراجع دولتی.
۱۱ـ تحریم سیاسی و اقتصادی دولتهای نژادپرست.
۱۲ـ خروج از همهٔ پیمانهای آشکار و پنهان ننگین استعماری چه سیاسی و چه نظامی و ورود به بلوک کشورهای غیرمتعهد.
۱۳ـ استمرار و مداومت در بسیج توده‌های مردم به‌منظور مواجهه قاطع دستجمعی با تمام مشکلات و تنگناهای سیاسی، اقتصادی و نظامی احتمالی.
انتشار این بیانیه از یک‌سو جامعهٔ انقلابی ایران را با برنامه‌های مترقی و دموکراتیک آشنا می‌کرد و زیربنای فکری مناسبی برای مطالبات مردمی بود، از سوی دیگر دست خمینی را در اعمال افکار ارتجاعی‌ و تحمیل ولایت فقیه می‌بست).....