728 x 90

تبیین جهان- شماره ۴۰

تبیین جهان- شماره ۴۰
تبیین جهان- شماره ۴۰

تبیین جهان- شماره ۴۰

علم و فلسفه

معنی تبیین و مفهوم‌جویی تکامل

در کتاب اول، قواعد تکامل را توضیح دادیم؛ اکنون می‌خواهیم در مورد تبیین و مفهوم جویی آن کمی صحبت کنیم. گفتیم که ایدئولوژی، دستگاهی از عقاید فلسفی، سیاسی، هنری، اخلاقی، حقوقی و.. . است که در کانون آن، فلسفه و مسأله وجود قرار دارد و همین مسأله ـ یعنی تبیین وجود یا جهان هستی ـ سرآغاز گشودن سایر مسائل است. چرا که ـ باز هم اگر یادتان باشد ـ صحبت ما از یک سری مسائل شروع شد: بد چیست؟ خوب چیست؟ رستگاری چیست؟ حق و باطل چیست؟ نحوه دست یافتن و رسیدن به برخوردها و موضع‌گیریهای درست و اصولی سیاسی و اجتماعی ـ چه در زندگی فردی و چه در زندگی سیاسی و اجتماعی ـ چگونه است؟ از اینجاها بود که به ضرورت ایدئولوژی و بحث ایدئولوژی رسیدیم. و به‌دنبال آن، دیدیم که ایدئولوژی تنظیم کننده و فراگیر همه روابط و مناسبات انسانی است.

ایدئولوژی مشخص می‌کند که این جهان، هدفی و مقصدی دارد یا نه؟ پاسخ آری یا خیر به هدفدار بودن یا نبودن هستی، کار کردها و موضع‌گیریهای متفاوتی، در پی خواهد داشت. در همین نقطه بود که در رابطه با بحث ایدئولوژی، خودمان را در درون یک جهان بزرگتر محاط دیدیم، خودمان را در بطن یک جهان بزرگتر یافتیم، که ما جزیی از آن و تابع آن بودیم. این جهان کل بود و بنابراین می‌بایست مسائل مان را به تبع حرکت و سمت کلی جهانی که در درونش هستیم، حل می‌کردیم. در همینجا بود که خودمان را به سرنشینان و مسافران یک سفینه، که در میان اقیانوس توفانی وجود، به ارزیابی مفاهیم هلاک و نجات نشسته، تشبیه کردیم. مفاهیمی که دیدیم، فقط در صورت متصور بودن یک ساحل نجات، معنی می‌داد. به این معنی که اگر کشتی جهان، خودش هدفی، قصدی و سمتی نمی‌داشت، نشستن در آن و بحث کردن راجع به مفهوم هلاک و نجات ـکما این‌که حق و باطل، و خیر و شرـ بیخود بود. چرا که در اینصورت، به‌قول آن فیلسوف یونانی پروتاگوراس: راه خودش و هر کس به‌نظر خودش قضاوت خواهد کرد. در همینجا، وضعیت خودمان را در رابطه با جهان، به یک مثال خیلی پیش پا افتاده ـ البته ً صرفاً مثال ـ تشبیه کردیم، پیچ و مهره‌یی داخل یک کارخانه بزرگ، که درستی و نادرستی عملکرد این پیچ و مهره، بستگی به این دارد که در کل این کارخانه، چه نقشی دارد و به‌طور کلی، چه مهره‌یی است.

باز هم مثالی می‌زنیم: در مثال تیرانداز که ً قبلاً هم گفتیم، چند گلوله پیاپی از کنار گوش ما رد می‌شود، می‌خواهیم علت آن را تبیین کنیم، ببینیم قضیه چیست؟ به‌اصطلاح سر از کار این شلیک ها در بیاوریم و ببینیم ً اصولاً برای چه شلیک شده‌اند؟ بعد به این مطلب رسیدیم که.. . .