در شرایطی که هزاران تن از ایرانیان و حامیان شورای ملی مقاومت، نظام قتلعام را در میدان داگ همرشولد در مقابل مقر سازمان ملل محاصره کرده و بسیاری از خبرگزاریها تصاویرش را مستقیم برای جهان مخابره میکردند، عجز و درماندگی بقایای سلطنت بار دیگر در لومپنیسم و چماقداری خیابانی سر باز کرد.
روز سهشنبه ۳۱ شهریور، باند فاشیستی بچه شاه که تاب و تحمل اقتدار ایرانیان و ذلت پاسداران را نداشتند، چند شعبان بیمخ مزدور را به صحنه فرستادند تا به خیال خود با ایجاد درگیری در برگزاری تظاهرات اخلال ایجاد کنند. نکته قابل توجه این است که این وحشیگری نه در کوچهپسکوچههای ناشناخته، بلکه در روز روشن، در شاهراه جهان و درست در مقابل مقر سازمان ملل متحد رخ داد.
تهاجم وحشیانهٔ چماقدار سلطنت به یک جوان مبارز و دستگیری او توسط پلیس نیویورک، یک اتفاق ساده یا اقدام فردی ناشناخته و یکبار مصرف نبود که بتوان آن را دور زد و حاشا کرد. تصاویر این مهاجم در کنار بچه شاه و همسرش که در شبکههای اجتماعی دست به دست شده، بهروشنی پیوند ساختاری این لومپنیسم را با بیت سلطنتی اثبات میکند.
رفتار وحشیانه و عقدهگشایی از هواداران مجاهدین در کف خیابان، کپی رفتار پاسداران با مجاهدین و غیظ و کینهٔ بازجوها و اطلاعاتیها از مجاهدان سرموضع است. ایرانیان آزاده اما با شعار کوبندهٔ «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»، پاسخ این اراذل و دنبالههای شاه و شیخ را دادند و آنها را از صحنه بیرون راندند.
این تهاجم رذیلانه، حلقهای از یک زنجیره ساختاری در اثبات ماهیت یگانه استبداد دینی و سلطنتی است. پیش از این نیز حملهٔ اراذل ساواکی به نشست «کنگره آزادی ایران» در لندن، تهاجم و تهدید بهقتل مخالفان «سلطنت» در آمریکا و اروپا و تهدید به بمبگذاری در تظاهرات دهها هزار نفری ایرانیان آزاده و هواداران مقاومت در پاریس همین ماهیت را نشان داده بود.
روز ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ خبرگزاری رویترز در گزارشی دربارهٔ ممنوعیت تظاهرات ایرانیان آزاده در پاریس نوشت: «سرویسهای امنیتی فرانسه بهدلیل تهدیدهای تروریستی و بمبگذاری توسط حاملان نمادهای ساواک، این تصمیم را گرفتند...» .
منطق سرکوب فاشیسم سلطنتی حتی در ارعاب و تهدید مغازهداران برای نصب اجباری عکس بچه شاه نمایان گردید؛ رفتاری که بازپخش همان منطق گشت ارشاد و پاسداران ولایت فقیه است.
این تجربه بار دیگر اثبات نمود که مبارزه برای آزادی و رهایی مردم ایران تنها با چراغ راهنمای «نه شاه، نه شیخ»، ضامن عبور از هر گونه دیکتاتوری و دستیابی به یک جمهوری دموکراتیک و مردمی است.