728 x 90

داستانهایی از قرآن- هود پیامبر- قسمت اول

داستانهایی از قرآن- هود پیامبر- قسمت اول
داستانهایی از قرآن- هود پیامبر- قسمت اول

داستانهایی از قرآن- هود پیامبر- قسمت اول

یکی از پیامبرانی که در قرآن یک سوره به نام او است و ۱۰ بار هم نامش در قرآن ذکر شده حضرت هود است. نسب حضرت هود ابن عبدالله با هفت واسطه به حضرت نوح می رسید. حضرت نوح به هنگام رحلت به پیروان خودش بشارت داد که بعد از من یک غیبت طولانی خواهد بود، در طول این مدت غیبت طاغوتها بر مردم حکومت می کنند و به آنها ستم روا می دارند تا این که سرانجام خدا آنها را به وسیله یک قائم، قائم بعد از من که نام او هود است نجات می دهد. هود هم راد مردی است با وقار و صبور و در ظاهر و باطن به من شباهت دارد اینها وعده هایی بود و نکاتی بود که نوح پیامبر گفته بود. بعد از رحلت حضرت نوح مومنان و پیروان او همواره در انتظار حضرت هود بسر بردند تا این که به اذن خدا هود پیامبر مبعوث شد. او دومین پیامبری است که در برابر بت و بت پرستی قیام می کند و مبارزه می کند چون اولین آنها نوح پیامبر بود.

حالا با این توضیح و با الهام از قرآن می خواهیم به فرازهایی از زندگی حضرت هود و قوم او که به قوم عاد معروف بودند بپردازیم.

مختصری در باره قوم عاد، حدود ۷۰۰سال قبل از میلاد مسیح در سرزمین احقاف جایی بین یمن و عمان در جنوب عربستان یک قومی زندگی می کردند که به آن می گفتند عاد، چون جد آنها شخصی بوده به نام عاد ابن اوس. هود پبامبر نیز از همین قوم بود افراد این قوم تنو مند، بلند قامت و نیرومند بودند. خیلی جنگی و جنگاور بودند، از نظر تمدن هم نسبت به قبایل دیگری که آن زمان وجود داشت، پیشرفته تر بودند و اینها با فشار به ضعیف ها و استثمار آنها توانسته بودند شهرهای آباد و زمینهای سبز و خرم درست کنند.

که در سوره فجر، قرآن در آیه ای به این ها اشاره می کند:

إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ﴿۷﴾الَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهَا فِی الْبِلَادِ ﴿۸

با عمارات ستون دار ارم که مانندش در شهرها ساخته نشده است. این قوم در ناز و نعمت به سر می بردند و همچون بیشتر سرمایه داران و مرفحین، بی درد و مست غرور و غفلت از قدرتشان بودند، و با ظلم و ستم، استعمار واستثمار از دیگران سواستفاده می کردند. آنجا که پیروی می کردند از طاغوتها و مستکبران عنود و سرکش بودند و در میان انواع خرافات و بت پرستی، گناهان خصوصیشان قوطه ور بودند.

بی بند و باری، جهل و گمراهی سراپای وجودشان را فرا گرفته بود و هرگز هم حاضر نبودند که از آن روشی که در آن هستند دست بکشند. و در برابر حق تسلیم بشوند.

این قوم عاد بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند و فرستادگانشان را نافرمانی، و به دنبال هر زورگویی و ستیزه جویی رفتن.

این وضعیت قوم بود تا این که هود پیامبر مبعوث شد و رسالت این را پیدا کرد که این قوم را از این جهالت و از این وضعیت در بیاورد و به سمت توحید علیه بت پرستی هدایت کند....