728 x 90

راهی که آمدیم- قسمت ۱۲۴- هدف رژیم از قتل‌عام اشرف

گفتگو با محمد حیاتی
گفتگو با محمد حیاتی

هدف رژیم از قتل‌عام اشرف

نقش تاریخی اشرف در پایداری پرشکوه

 

برادر سیاوش در جلسهٔ قبل به سرفصل ۱۰ شهریور۹۲ رسیدیم. روزی که در آن نیروهای ویژهٔ مزدور رژیم، شبیخونی را ترتیب دادند و به قتل‌عام ۵۲نفر از مجاهدین پرداختند. هدف رژیم از این شبیخون چه بود؟

هدف رژیم از قتل‌عام اشرف

از سال۱۳۸۲ بارها گفته شد که اشرف کانون استراتژیک نبرد است. در واقع، رژیم تمرکز تمام‌عیار فشار خود را بر روی اشرف قرار داده بود تا مجاهدین و ارتش آزادیبخش در اشرف را در هم بشکند و متلاشی کند و دیگر چیزی از مجاهدین باقی نماند.

چرا که رژیم به‌خوبی می‌دانست اگر بتواند به این هدفش برسد، آینده خود را تضمین کرده است، چون دیگر آلترناتیوی علیه رژیم نخواهد بود و هیچ جایگزینی نیز نخواهد داشت. زیرا دست بالای رژیم در عراق بعد از خروج آمریکا و تحویل دادن حفاظت اشرف به دولت عراق بهترین فرصت را برای رژیم در راستای قتل‌عام مجاهدین فراهم کرده بود. هم‌چنین از نظر سیاسی و نظامی تلاشی و نابودی مجاهدین در اشرف، بزرگترین پیروزی استراتژیکی برای رژیم بود. چرا که اشرف صرفاً یک اسم و یک قرارگاه نظامی و مجموعه‌یی از بنا و ساختمان نبود، بلکه نماد استراتژی مبارزه مسلحانه برای سرنگونی رژیم بود. نماد تنها آلترناتیو متمرکز و مسلحی بود که سرنگونی تام و تمام رژیم را با همه جناح بندیهای درونی‌اش تضمین می‌کرد. شکست اشرف توسط رژیم، بمعنی تثبیت رژیم و رفع خطر سرنگونی بود.

 

برادر سیاوش صحنه‌ای که شما ترسیم می‌کنید صحنهٔ یک جنگ است. در یک‌طرف رژیم قرار دارد و نیروهای مزدورش در عراق، در طرف دیگر مجاهدین و اشرف. شما می‌گویید اگر رژیم می‌توانست اشرف را شکست دهد به‌معنی تثبیت رژیم بود. نتوانست اشرف را شکست دهد. اگر رژیم در این جنگ و در عملیاتش شکست خورد به‌معنی پیروزی مجاهدین است. پیروزی مجاهدین در این صحنه چه بود؟

از آنطرف برای مجاهدین و مقاومت مردم ایران هم یک پیروزی استراتژیکی بود که به‌طور تمام‌عیار و با تمام قوا با رژیم درگیر شده و با پرداخت بالاترین هزینه‌ها مستحکم باقیمانده و رژیم و مزدورانش را عقب رانده و تمامی توطئه‌هایشان را در هم شکسته است. هم‌چنین مانع ثبات رژیم شده و خطر سرنگونی را بالای سر رژیم هم‌چنان نگه‌داشته به‌طوری‌که آب خوش از گلویش پایین نمی‌رود.

می‌خواهیم نتیجه بگیریم که اشرف کانون نبرد، یعنی نبرد اصلی با رژیم طی این سالیان بوده است. این اصلی‌ترین جنگ با رژیم و یک جنگ سرنوشت‌ساز بود. ارتش آزادیبخش یک گنجینه ملی و یک سرمایه استراتژیک و یک دارایی برای مردم ایران است که بلاجایگزین است و رژیم هم به‌خوبی این را می‌دانست.

درست است که رژیم طی این سالیان ضرباتی به مجاهدین و ارتش آزادیبخش زد، اما نتوانست آنرا از بین ببرد و نابود کند. تک‌تک حملات مالکی و رژیم را در درسهای قبلی توضیح دادیم، اما در عین‌حال دیدیم که چگونه مجاهدین بی‌سلاح در مقابل رژیم توانستند بایستند و پایداری کنند. در واقع این یک آزمایش تاریخی برای مجاهدین بود که سرفرازانه از آن بیرون آمدند.

 

برادر سیاوش در جلسات مختلفی که داشتیم و طی سؤالات مختلفی که با شما مطرح کردم در مورد ارتش آزادیبخش مفصلاً صحبت کردیم. ظرفی که ارتش آزادیبخش در آن دوام و قوام داشت اشرف بود، پایگاه اصلی ارتش آزادیبخش. این نشان می‌دهد که اشرف یک اشرف نقشی تاریخی را بر دوش کشید. اگر امکان دارد در مورد نقش تاریخی اشرف برایمان توضیح دهید. چه نقشی داشت؟

نقش تاریخی اشرف در پایداری پرشکوه.....