728 x 90

سقوط بورس و دود شدن سرمایه‌های مردم

سخن روز
سخن روز

پس از یک دوره رشد حباب‌گونه و ساختگی شاخصهای بورس و فضایی که از طرف خود رژیم و باندهای دست‌اندرکار ایجاد شده بود از دو هفته پیش منحنی بورس معکوس شد و کاهش و سقوط پرشتاب بورس آغاز شد و در روزهای اخیر به‌ماکزیمم خود رسید. روز ۳شهریور شاخص بورس بیش از ۵۳هزار واحد کاهش یافت.

سایت حکومتی مشرق‌نیوز به‌نقل از کارشناسان اقتصادی نوشت: «تداوم روند کاهشی شاخص بورس و کلیت بازار سهام در چند روز گذشته موجب ریزش ۲۲درصد شاخص شده که این موضوع سنگین‌ترین ریزش ۵سال اخیر بازار سهام را رقم زده است».

کیهان خامنه‌ای (۳شهریور) با عنوان «افت بیش از ۴۰۰هزار واحدی شاخص بورس طی ۲هفته» نوشت: «پس از رشد هیجانی بورس در ۵ماه نخست سال جاری، از دو هفته پیش تاکنون شاخص بورس با افت ۲۰درصدی، بیش از ۴۰۰هزار واحد کاهش یافته است».

در این ماجرا برخی سهام تا ۵۰درصد ریزش کرده‌اند و به‌طور میانگین گفته می‌شود که در نتیجهٔ این سقوط بین ۲۵ تا ۳۰درصد از دارایی‌های مردم از بین رفته است.

آخوند موسوی لارگانی عضو هیات رئیسه مجلس ارتجاع گفت: «حدود یک و نیم تریلیون تومان برابر با ۲۵درصد کل ارزش بورس پودر شده و از دست رفته است. تمام وعده‌ها و اقدامات دولت برای بازگرداندن به‌ریل عادی ثمر نداده است».

طرح و نقشهٔ نظام حاکم

اکنون با قاطعیت می‌توان گفت که آن صعود حباب‌گونه و کاذب و این سقوط فاجعه‌بار، یک نقشهٔ کاملاً حساب‌شده رژیم حاکم، برای بالا کشیدن اموال مردم بود که مشخصاً روحانی سردمدار آن بود تا از این طریق بتوانند حفرهٔ کسری بودجهٔ خود را پر کنند.

در برابر حرفها و هشدارهایی که در مورد نقشهٔ غارتگرانه رژیم، این بار با محمل بورس در رسانه‌های مقاومت و شبکه‌های اجتماعی مطرح بود و مردم را از سرمایه‌گذاری در بورس زنهار می‌دادند، روحانی و سایر اعضای دولت او مانند جهانگیری و همتی چند بار به‌صحنه آمدند، بورس را تبلیغ کردند و به‌مردم اطمینان دادند که این سرمایه‌گذاری مطمئن‌تری نسبت به‌خرید ارز و سکه و امثالهم است، در تمام دنیا هم رایج است و غیره... از جمله هنگامی که رشد بادکنکی و ساختگی شاخصهای بورس، همه را به‌حیرت واداشته بود، آخوند روحانی طی سخنانی در جلسهٔ هیأت دولت (در تاریخ ۴اردیبهشت ماه گذشته) جهش‌های خارق‌العادهٔ شاخص بورس را نشانه استحکام نظام سیاسی ایران و اعتماد مردم به‌بازار پول و سرمایه کشور عنوان کرد و گفت: «بیرونی‌ها تبلیغ می‌کنند که مردم ایران به‌نظام و دولت ایران اعتماد ندارند. کاملاً دروغ می‌گویند. بورس ما شاهد دروغگویی آن‌هاست!».

روحانی طی تمام ماههای سال جاری به‌همین ترتیب به‌دروغ و وارونه‌گویی خود برای جلب صاحبان سرمایه‌های خرد که برای نجات دارایی‌هایشان از آب رفتن مستمر، سرآسیمه به‌هر دری می‌زدند، ادامه داد. او با شیادی اطمینان خاطر می‌داد که بورس امن‌ترین جا برای سرمایه‌گذاری است. از جمله در تاریخ ۲۲مرداد در هیأت دولت با بیان این‌که می‌خواهیم به‌مردم کمک کنیم و از مشکلات اقتصادیشان بکاهیم گفت: «مردم می‌توانند در بازار بورس بیایند خریدهایی بکنند که برای آینده‌شان برای دارایی‌هایشان اطمینان بیشتر پیدا کنند... اینها همه برای این است که مردم بدانند سکه جای سرمایه‌گذاری نیست دلار جای سرمایه‌گذاری نیست اما بورس جای سرمایه‌گذاری هست خرید نفت جای سرمایه‌گذاری است ما می‌خواهیم مردم را از یک طریق مطمئن نه طریقی که امروز فایده داشته باشد فردا ضرر کند می‌خواهیم یک راهی که مردم اطمینان داشته باشند. ». . به‌مردم نشان بدهیم.

اما تمام اینها یک شیادی آشکار بود که هر کس با مختصری آشنایی با الفبای اقتصاد می‌توانست دروغ بودن آنها را دریابد که چگونه ممکن است اقتصادی که بنا‌ به‌ارزیابی صندوق بین‌المللی پول، نرخ رشدش در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ به‌ترتیب منفی ۵.۴ و منفی ۷.۶ درصد بوده و در سال جاری میلادی هم بنا به آمار رژیم، دوباره ۶درصد سقوط کرده، سهام بورسش نسبت به‌جهان دو و نیم برابر رشد داشته باشد؟!

عواید کلاهبرداری بزرگ قرن به‌جیب چه کسانی می‌رود؟

واقعیت این است که این رژیم تا بن استخوان ضدمردمی از طریق باندهای مافیایی خودش نقشه کشیده که پس از کندن پوست اکثریت مردم (به اعتراف روحانی ۶۰درصد جامعه) و فرو ریختن آنها به‌زیر خط فقر، پول آنهایی که دارای سرمایه‌های خرد هم هستند را از دستشان برباید.

در جریان جنگ و دعوای باندهای درونی رژیم، صمصامی سرپرست اسبق وزارت اقتصاد رژیم در تاریخ ۲۱مرداد گفت: «۸۰درصد کل بورس در اختیار تنها ۲۵درصد بنگاههاست و تقاضا (یعنی خریدار) فقط ۱۰شخصیت حقوقی هستند». صمصامی سپس این سؤال را مطرح کرد که این چه ساختار بورسی است که ما داریم؟ و خودش به‌این سؤال چنین جواب داد: «این ساختار انحصاری که الآن در اقتصاد ما ایجاد شده باعث می‌شود که ثروتهای کلانی را در اختیار افراد قلیلی ایجاد بکند». به‌این ترتیب روشن می‌شود آن یک و نیم تریلیون تومانی که دود هوا شده، نصیب چه کسانی شده است.

اما اکنون هم که سقوط ارزش سهام بورس شروع شده، دستگاههای تبلیغاتی رژیم، ساز دیگری کوک کرده‌اند که مردم نباید همیشه انتظار سود داشته باشند! نه این‌که مردم ایران در سالهای حاکمیت این حرامیان همه‌اش سود و سود کرده‌اند!

اما روشن است که این غارتگری، نارضایتی و خشمی صد برابر خشم و نارضایتی که در جریان غارتگری مؤسسات اعتباری ایجاد شد، ایجاد خواهد کرد؛ با این تفاوت که در آن جریان رژیم می‌توانست تا حدودی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و وانمود کند که آن مؤسسات کلاهبردار ربطی به‌دولت و نظام ندارند، اما این بار بالاترین مقامات رژیم آمدند و نه یک بار و دو بار بلکه مداوماً بورس را تبلیغ کردند و به‌مردم اطمینان دادند و روحانی همین اخیراً هم در سخنرانی‌اش در هیأت دولت (در تاریخ ۲۲مرداد) گفت: «این طرحی است که دولت (آن را در) ستاد اقتصادی دولت در ضمن هفته‌های گذشته بحث کرده به‌تصویب رسانده، این موضوع را در جلسه سران قوا برده در دو جلسه سران قوا بحث کرده و کلیات آن را به‌تصویب رسانده. ».

البته باز هم قربانیان اصلی این کلاهبرداری، علاوه بر مالباختگانی که برخی ارزیابی‌ها شمار آنها را ۵میلیون نفر تخمین می‌زنند، اقشار تهیدست و حاشیه‌نشینهای محروم هستند که دود این غارتگری به‌صورت افزایش تورم و گرانی اول به‌چشم آنها می‌رود.

بی‌تردید این شیادی و غارتگری بزرگ بدون پاسخ اجتماعی نخواهد ماند. این بار طوفان آتشین خشم توده‌های غارت شده تمامیت نظام را درخواهد نوردید.