در حالیکه برخی محافل ارتجاعی-استعماری تلاش میکنند با توهم «سلطنت»، آلترناتیوهای تاریخمصرف گذشته را بهعنوان «راهحل» جا بزنند، واقعیت از قلب اروپا سیلی محکمی بر این توهم نواخت.
استقبال چشمگیر از حضور رئیسجمهور برگزیدهٔ مقاومت در پارلمان اروپا و همزمان موج مخالفتهای رسمی در آلمان با سفر بچهٔ شاه به برلین، این واقعیت را بهروشنی نشان میدهد.
با سفر بچهٔ شاه به آلمان، موجی از اعتراضات سیاسی و رسانهیی علیه وی شکل گرفت. تلویزیون زد.د.اف آلمان گزارش داد: «چندین سیاستمدار از حزب دموکراتمسیحی / سوسیال مسیحی، حزب چپ و حزب سبزها از پهلوی فاصله گرفتند. سناتور فلور بادنبرگ به روزنامه تاگس اشپیگل گفت: خانواده پهلوی نماینده یک سیستم اقتدارگرا هستند. پدرش مخالفان سیاسی را مورد آزار و اذیت، شکنجه و قتل قرار داده بود».
سیلی سنگین اما از سوی دولت آلمان نواخته شد؛ جایی که سخنگوی دولت، استفان کورنلیوس، تأکید کرد هیچیک از نمایندگان دولت با او دیدار نخواهند کرد. وزیر خارجه آلمان نیز در پاسخ به پرسش خبرنگاران که چرا هیچ عضو دولت آلمان با این شخص دیدار نخواهد کرد، گفت: «پهلوی بهعنوان یک شخص خصوصی به آلمان میآید و گفتگو با چنین شخصی کار دولت آلمان نیست».
در سطح پارلمان نیز مخالفتها برجسته و چشمگیر بود. کانسا ازدمیر، سخنگوی سیاست خارجی حزب چپ، هشدار داد: «به پهلوی مشروعیت ندهید. بازگشت به سلطنت یک عقبگرد است». او با اشاره به مواضع اخیر پهلوی افزود که وی «از میراث استبدادی فاصله نگرفته» و اظهارات ضدکردی اخیر او نیز نشان میدهد که پسر شاه یک دموکرات نیست.
از سوی دیگر در اقدامی کمسابقه، ۲۱شخصیت سیاسی در آلمان از جمله یواخیم روکر، رئیس سابق شورای حقوقبشر سازمان ملل و هورست تلتشیک، مشاور صدراعظم هلموت کهل با ارسال نامهیی به رئیس مجلس و رؤسای فراکسیونهای پارلمان فدرال، نسبت به این سفر هشدار دادند. آنان تصریح کردند که فراهم کردن زمینه برای پهلوی، خطر «مشروعیتبخشی به یک مدل سیاسی اقتدارگرا و تضعیف آرمانهای دموکراتیک واقعی مردم ایران» را به همراه دارد.
این هشدار، نه یک موضعگیری حاشیهیی، بلکه بازتاب نگرانی عمیق از بازتولید یک دیکتاتوری در پوششی تازه است.
نویسندگان نامه با صراحت یادآور شدند که او «به میراث و عملکرد خانوادهاش افتخار میکند»، امری که سرکوب، سیستم تکحزبی، شکنجه سیستماتیک، آزار و اذیت سیاسی و نظارت گسترده توسط ساواک پلیس مخفی شاه را نادیده میگیرد. درخواستهای مکرر پهلوی برای مداخله نظامی خارجی در ایران نیز در نامه شخصیتهای آلمانی مورد انتقاد قرار گرفته است.
نتیجه اینکه؛ آنچه فرو ریخت، یک اقدام و سفر موفق سیاسی نبود؛ یک توهم تاریخی بود؛ این تصور که میتوان گذشتهٔ تاریک را با بستهبندی جدید به آینده فروخت.