728 x 90

نظام ولایی و کیش و مات در دیپلماسی بن‌بست

بن بست سیاسی رژیم آخوندی
بن بست سیاسی رژیم آخوندی

مدتهاست خامنه‌ای و سیاست‌گذران نظام ولایی، سیاست خارجی را در گرو انتخابات آمریکا و نتایج آن نگه‌داشته‌اند. تحلیل آنها این است که ممکن است به روی کارآمدن دمکراتها روزنه‌ای برای تنفس بیابند و از خفگی مطلق اقتصادی بیرون بکشند. این دیپلماسی الله‌بختکی و بسته به شانس و شاید و احتمال، نه به‌دار است و نه به بار.

سیاست «نگاه به شرق» و تن‌دادن به قراردادهای اسارت‌بار نیز از این نظام مشکلی حل نکرده است. آنچه اکنون به چشم می‌خورد یک سردرگمی و در نهایت بن‌بست در بن‌بست است. این بلاتکلیفی از موضع استیصال و ضعف از دید رسانه‌های داخلی نیز پنهان نمانده است. یک کارشناس حکومتی در قالب برخی اعتراف‌ها و هشدارها، بن‌بست‌های دیپلماسی رژیم را این‌گونه تصویر می‌کند:

«از وجود برخی شواهد و قرائن بر روند‌ها و فرآیند‌های جاری دستگاه دیپلماسی می‌توان وجود برخی از نشانگان وارونگی تصمیمات را در رفتار تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران دستگاه دیپلماسی ردجویی کرد. وارونگی این تصمیمات بیش از همه در نوع مواجهه با واشنگتن در قضیه برجام، نوع روابط با چین، روسیه و ونزوئلا و رفتارهای منطقه‌یی ایران مشاهده می‌شود». (جهان صنعت. ۱۴مرداد۹۹)

بیهودگی چشم دوختن به جسد برجام

یکی از نشانه‌های بن‌بست در دیپلماسی آخوندی را ـ همان‌گونه که اشاره شد ـ می‌توان در انتظارکشیدن و چشم دوختن به تحولات انتخابات آمریکا دید. با آن که تبلیغات حکومتی برای مصرف داخلی، سیاست نه شرقی، نه غربی را تبلیغ می‌کند اما به‌وضوح می‌توان دید که وضعیت شکنندهٔ آخوندها در ایران چقدر وابسته به بسآمد موجهای بین‌المللی است. در این باره کارشناس گفته شده می‌گوید:

«در مواجهه با واشنگتن و قضیه برجام، دستگاه دیپلماسی به جای آن که بخواهد برای حفظ برجام در الگو و کنش‌های رفتاری خود تجدیدنظر کند و حتی با تروئیکای اروپایی برجام وارد چانه‌زنی شود، بیشتر به انتشار پلتفرم جدید حزب دمکرات و تغییر رفتار احتمالی دمکراتها دل خوش کرده است، به این معنی که شاید با پیروزی و راهیابی جو بایدن به کاخ‌سفید و در نتیجه بازگشت واشنگتن به برجام، برجام زنده شود. در این باره می‌توان این‌گونه گفت که اگر چه تهران از الگوهای مبتنی بر قاعده‌گرایی و الگوهای کنش چند جانبه به تعهدات خود در برجام متعهد بود اما هیچ‌گاه و تحت هیچ شرایطی زمامداران آمریکایی حاضر به اجرای تعهدات خودشان در ارتباط با برجام نخواهند بود». (همان منبع)

این کارشناس در ادامه آب پاکی روی دست سوته‌دلان و انتظارکشندگان نظام ریخته و خیال آنها را راحت می‌کند که حتی با ایجاد تغییر احتمالی در ترکیب هیأت حاکمهٔ آمریکا در بر همان پاشنه خواهد چرخید و نباید به احتمال دل بست:

«نمی‌توان گفت که دمکراتها قصد عبور از سیاست تهاجمی ترامپ و در نتیجه آمادگی برای باز‌سازی برجام را دارند. تحت این شرایط تهران قبل از آن که منتظر تغییر رفتار دمکراتها باشد، باید زمینه‌های ذهنی و ارادی تغییر در رفتار خود را برای حفظ برجام به‌عمل آورد». (همان)

خطر آویختن از طناب پوسیدهٔ روسیه و چین

پروپاگاندای آخوندی این‌گونه وانمود می‌کرد که گویا ما به ازای برجام، یک نسخهٔ شفابخش یافته که با آن همهٔ مشکلات نظام حل خواهد شد. در این تحلیل نخ‌نما گفته می‌شد که چین ابر قدرت بعدی دنیاست و و ایران‌فروشی آخوندها به این دولت، یک قرارداد بلندمدت و استراتژیک محسوب می‌شود. خامنه‌ای با نامیدن این سیاست ذلت‌بار به نام «نگاه به شرق» در جستجوی یافتن دستگیره‌ای برای نجات رژیمش از باتلاق سرنگونی بود. حاضر بود نیمی، از ایران را بدهد اما سلطهٔ خود را حفظ کند اما این خیانت را در لفافهٔ الفاظ فریبنده می‌پیچید. هوشیاری مقاومت ایران و اعتراضات وسیع مردمی در شبکه‌های مجازی باعث شد آخوندها موقتاً واپس بتمرگند. حال این وطن‌فروشی آن‌قدر افشا شده است که جهان صنعت آن را یادآور عصر قاجار و واگذاری امتیازات کلان می‌داند:

«در قضیه نوع روابط با چین و روسیه تصمیمات دستگاه دیپلماسی بیش از اندازه بغرنج به‌نظر می‌رسد به‌ویژه آن که توافق تجاری ۲۵ساله تجاری تهران ـ پکن ابهاماتی را در افکار عمومی ایجاد کرده و یادآور عصر واگذاری امتیازات ایران به دولتین روسیه و انگلیس در دوران قاجار شده است». (همان)

در فضای به‌وجود آمده بر اثر اعتراضات مردمی، کارشناس مذکور می‌گوید:

«رابطه تهران چه با مسکو و چه با پکن به هیچ‌وجه استراتژیک و راهبردی نیست. واقعیت آن است که روابط راهبردی و استراتژیک مبتنی بر مناسباتی است که لااقل روابط تهران با مسکو و پکن در آن نمی‌گنجد و این دو مناسبات خود را با تهران به صرف تضاد منافع با واشنگتن و هم‌چنین داشتن منافع در روابط با تهران تعریف کرده‌اند. در قضیه برجام مسکو و پکن نشان داده‌اند که رفتار آنها از الگوی ثابتی تبعیت نکرده و آنها با رفتار‌های پاندولی و سینوسی هزینه‌های تهران را در مواجهه با واشنگتن افزایش داده‌اند». (همان)

اعتراف به ناکامی در سیاست ونزوئلا درمانی

از دیگر عرصه‌های دیپلماتیک نظام که راه به جایی نبرده، تلاش برای باز کردن تنفس‌گاه ارسال بنزین با نفتکش به ونزوئلا بود که بی‌سر و صدا به بن‌بست رسید و صدای آن را درنیاوردند. گوبلز نظام، پاسدار سلامی این ماجراجویی دریایی را «مشق اقتدار نظام»! نامیده بود

«ما مشق اقتدار کردیم. بزرگترین رزمایش اقتدار ما تحمیل اراده و حرکت کشتی‌های ما در دریاهای آزاد از خلیج‌فارس تا ونزوئلا بود» (تسنیم. ۲۱خرداد۹۹).

حال این کارشناس حکومتی می‌گوید:

«در رابطه با ونزوئلا نیز به‌نظر می‌رسد تهران و مشخصاً دستگاه دیپلماسی در روابط با کاراکاس دچار یک خطای محاسباتی است... نتایج مناسبات تهران با کاراکاس به‌ویژه در زمان صدارت مادورو نشان داد که سوسیالیسم بولیواری و ظرفیت‌های سایر کشور‌های میکروسکوپی مانند ونزوئلا نمی‌توانند از هزینه‌های تهران در نظم آنارشیک ساختار نظام بین‌الملل کم کنند. بنابراین تأسیس فروشگاه ایرانی مگاسیس در کاراکاس نباید موجب ذوق‌زدگی و همراهی کاراکاس در مواجهه با واشنگتن تعبیر و تفسیر شود» (جهان صنعت. ۱۴مرداد۹۹).

شکست در حیات خلوت عمق استراتژیک

جالب‌ترین اظهارات این کارشناس، انگشت گذاشتن بر «رفتارهای منطقه‌ای» یعنی زخم عمیق خامنه‌ای در باختن عمق استراتژیک است. به‌دنبال سلسله قیامهای مردم عراق و نیز هلاکت قاسم سلیمانی، روزشمار حوادث به زیان تروریسم شاخ شکستهٔ آخوندی است.

«اما مهم‌ترین مسأله مرتبط با وارونگی تصمیمات در دستگاه دیپلماسی مرتبط با رفتار‌های منطقه‌یی ایران است. در این ارتباط نوع رابطه تهران با بغداد و نوع رابطه تهران با ریاض در زمره مسائلی است که به‌نظر می‌رسد با توجه به تغییر معادلات در منطقه قرار است به زیان تهران تمام شود. شواهد و قرائن نشان می‌دهند که دولت نو پای بغداد راضی به حضور تهران در بغداد نیست و حتی توسعه و گسترش روابط با ریاض و واشنگتن را بر روابط با تهران ترجیح داده است». (همان)

اکنون بحث این نیست که باید عراق را حفظ کرد، بحث این است که باید به دامن عراق آویخت تا بین آخوندها و عربستان پادرمیانی کند!

در این زمینه تهران لازم است از فرار بغداد به سمت ریاض جلوگیری یا از ظرفیت‌های واسطه‌ای بغداد برای عادی‌سازی روابط تهران ـ ریاض و ابوظبی استفاده کند.

هشدار دست برداشتن از بدمستی‌های موشکی

از دیگر هشدارها و نصایح این کارشناس مسائل بین‌المللی به نظام آخوندی این است که در این بن‌بست در بن‌بست دیگر نباید دست به قدرت‌نمایی پوشالی و موشک‌ هوا کردن و مانور با ماکت ناو هواپیمابر بزند زیرا برای این اقدامات تبلیغاتی باید هزینه‌های سنگینی بپردازد. این بدمستی‌ها باعث می‌شود که تحریم تسلیحاتی نیز تمدید شود:

«تهران نباید اصرار به رونمایی از ظرفیت‌های پدافندی و آفندی خود مانند رونمایی از پروژه‌های موشکی خود نظیر فضاپیمای نور و موشکهای زمین‌پایه داشته باشد چرا که اصرار بر رونمایی از این ظرفیتها سبب تقویت و ترغیب انگیزه واشنگتن در تعقیب سیاسی و خصمانه ایذا و آزار علیه تهران می‌شود. سفر اخیر برایان هوک به لندن برای متقاعد کردن مقامات لندن و محتملاً سفر‌های آتی وی برای همراه کردن اروپا در تمدید تحریم تسلیحاتی، مهم‌ترین گواه آن است و به‌نظر نمی‌رسد واشنگتن در این باره قصد عقب‌نشینی داشته باشد». (همان)

***

در یک‌کلام، آنچه گفته شد، نمودار گویایی است از دیپلماسی بن‌بست در نظام آخوندی. این بن‌بست برآمد منطقی وضعیتی است که مقاومت ایران با پرداخت بها، افشاگریهای هوشیارانه و به موقع در زمینهٔ اتمی و موشکی و تروریستی این نظام و نیز بهره برداری از ظرفیت‌های موجود بر فاشیسم مذهبی تحمیل کرده است. این نظام در خارج از مرزهای ایران راه تنفسی نمی‌یابد. در داخل نیز با خلقی زندگی باخته و قیام‌آفرین روبه‌روست؛ خلقی که در کار صیقل دادن شمشیرهای فولادی خشم برای برداشتن خیز نهایی در این نبرد سرنوشت است.