728 x 90

چرا کرونا یک بحران ملی شد؟

کرونا در ایران
کرونا در ایران

چرا رژیم آخوندها مردم را دم تیغ کرونا داد؟

 

 

 

چطور وجدانی راضی می‌شود مردم را بی‌خبر نگهدارد تا ویروس به جانشان بیفتد و کشتارشان کند؟

آیا نمی‌شد تظاهرات ۲۲بهمن را لغو می‌کرد؟

آیا نمی‌شد انتخابات ۲اسفند را ۲ماه عقب ‌انداخت؟

چرا با این‌که سازمان بهداشت جهانی تأکید کرد اولین راه‌حل کرونا، قرنطینه است، رژیم به‌عمد هیچ کاری نکرد؟

آیا نمی‌شد از وقتی که فهمیدند قم کرونایی شده، این شهر را قرنطینه می‌کردند؟

چرا تا وقتی ۲نفر در قم بر اثر کرونا مردند، خبر کرونا را علنی نکردند؟ آیا اگر این ۲نفر هم نمی‌مردند، اصلاً به مردم می‌گفتند؟

چرا خامنه‌ای که می‌دانست قم گرفتار کرونا شده، درست یک روز مانده به انتخابات مجلس آمد و آن حرف‌های عجیب و غریب را زد که «می‌خواستند با تبلیغ این ویروس کذا، کاری کنند که مردم در انتخابات شرکت نکنند»؟ آیا این تبلیغ به نفع مردم و ایران بود یا حرف‌های خامنه‌ای؟

چرا پروازهای شرکت ماهان را به چین قطع نکردند؟ مگر همهٔ دنیا خبردار نشد که چین آلوده به کرونا است؟ پس چرا رژیم بی‌خیال همهٔ این خبرها، هیچ کاری و هیچ توجهی به آن همه اخطار و هشدار نکرد؟

چرا هنوز که هنوز است پرواز شرکت ماهان سپاه پاسدارن به چین قطع نمی‌شود؟

مگر چین مرکز کرونا نبود؟ پس چرا الآن برعکس شده و ایران شده مرکز صدور کرونا به دنیا؟ حتی استاندار یک استان چین روز ۱۵اسفند گفت که ۲۸مورد جدید کرونایی، از ایران به چین آمده‌اند.

چرا با این‌که از خامنه‌ای تا روحانی و تا وزیر بهداشت و ربیعی سخنگوی دولت می‌دانستند که کرونا از اول و دوم بهمن در قم پیدا شده، یک‌هو ۴۰روز بعد با یک هماهنگی از خامنه‌ای تا سخنگوی دولت، همگی می‌آیند جلو دوربین و می‌گویند ما شفافیت داشتیم و هیچ چیزی پنهان نشده؟ چرا باید یک حاکمیت و دولت این‌قدر قسم و آیه بخورد که راستگو است؟ آیا همهٔ‌ دولتهای دنیا اینجوری‌اند؟

چرا عیناً همین حرف‌ها را درباره هواپیمای اوکراینی زدند؟ مگر خودشان از بالا تا پایین نمی‌دانستند که هواپیما را سپاه با موشک و با فرمان زده؟ پس چرا داستان‌گویی کرونا هم عین داستان‌سرایی هواپیما شده است؟

چرا از سر تا پای رژیم نمی‌شود یک عدد و رقم درست و حسابی درباره کرونا پیدا کرد؟ این چه مملکتی است که نماینده مجلس یک رقم می‌گوید، وزیر بهداشت یک رقم می‌گوید، سخنگوی دولت یک رقم می‌گوید، پزشکان مستقل یک رقم می‌گویند، استاندارها و فرماندارها یک رقم می‌گویند، مراکز علوم پزشکی دانشگاهها یک رقم می‌گویند و در کوچه و بازار هم رقم‌های مختلف سر زبانهاست؟ آیا یک نمونهٔ مشابه از این وضعیت آماری در کشورهای دیگرِ مبتلا به کرونا سراغ داریم؟

چرا داد دکترها و پرستاران به هوا است که امکانات مقابله با کرونا نمی‌رسد؟ مگر مملکتی با این پهناوری و سرمایه، دارایی‌هایش خرج و هزینهٔ چه و کجا شده‌ است که در یک بحران ملی، ذخیره‌ای نیست که به داد ملت برسد؟ پس این ۴۱سال سرمایه و دارایی ایران که زبان‌زد دنیا بوده و هست، صرف و خرج و هزینهٔ چه و کجا شده است؟

چرا تمام دستگاههای چک و سنجش کرونا به آخوندها و حکومتی‌ها اختصاص داده شده است؟ آیا اولویت‌های این مملکت چیست و کیست؟

چرا در این مملکت سال‌ها سال است که اولین جملهٔ سر زبان حاکمان و دولتها و وزرا با دروغ شروع می‌شود و با تکرار مشمئزکنندهٔ شفافیت دروغین ادامه پیدا می‌کند؟ این تکرار در تکرار در هر ماجرایی از کجا آب می‌خورد؟

آیا عمدی نبود که همه‌چیز را پنهان کردند و با حداکثر کنترل، نمی‌گذارند خبرها کامل پخش شود؟

آیا راه‌حل کرونا در پادزهر و درمان پزشکی است یا مثل تمام بحرانهای ۴۱سال ایران، جواب سیاسی دارد؟

 

این پرسش‌ها الآن بالای سر ایران و در خانهٔ همهٔ مردم محاصره شده و محبوس شده، می‌چرخند.

یک نکتهٔ مقدماتی نخست گفته شود و بعد به جوانب پرسش‌های بالا بپردازیم. نکته مهم و پایه‌ای این است که رژیم و ساختار ولایت فقیه از اساس برای خدمات‌رسانی به جامعه و مردم ایران بنا نشده است. خاک ایران و منابع ملی و طبیعی آن محلی برای سلطهٔ مطلق و چپاول یک قوم عقب‌مانده و اشغالگر هستند که هیچ تعلق تاریخی و ملی و فرهنگی با آن ندارند.

 

واقعیت این است که در این دنیا هر پدیده‌ای که هست، یک ساختار در پیوند اجزایش با هم دارد که کار کردشان از نقطهٔ کانونی آن یعنی هویتش تنظیم می‌شود. پس تمام رفتار و کنش و واکنش‌هایش هم با هم ربط دارند و از روی یکی، می‌شود بقیه رفتار را فهم نمود. همهٔ این پرسش‌ها هم یک ساختار از رژیم ولایت فقیه را بیان می‌کنند که ناشی از ماهیت آن هستند.

 

بنابراین اگر ماهیت هر پدیده‌ای را بشناسیم، دیگر از این خبر و آن خبر و این واقعه و آن واقعه درباره آن تعجب نمی‌کنیم.

 

با شناخت ماهیت و ساختار ناشی از آن می‌توان به‌راحتی فهمید که عملکرد این نظام، سیستم، رژیم، در بحران ملی کرونا تابعی از ماهیت آن است. مثل این چند نمونه:

ـ عملکرد رژیم در بحران ملی کرونا با قتل‌عام تابستان ۶۷که بی‌هیچ قانون و حقوقی و فقط با یک فتوا، هزاران زندانی سیاسی را «دار» زد، هم‌خوان است.

ـ عملکرد رژیم ولایت فقیه در بحران ملی کرونا با عملکردش در واقعهٔ هواپیمای اوکراینی هم‌خوان است.

ـ با جنگ ۸ساله با عراق که فقط برای حفظ و توسعهٔ نظام بود، هم‌خوان است.

ـ با قتل‌های زنجیره‌ای در دهه ۷۰ و قتل کشیشان مسیحی هم‌خوان است.

ـ با توسعه‌طلبی و تروریسم و راه‌انداختن حمام خون در آرژانیتن، سوریه، عراق، لبنان و یمن...هم‌خوان است.

ـ با اختصاص دادن تمام منابع سرمایه و دارایی ایران به سپاه پاسداران و بیت خامنه‌ای هم‌خوان است.

(این محورها را می‌توان با نمونه‌های بسیاری در سیاست، اقتصاد، فرهنگ و...ادامه داد.)

 

کلاهک بالای این هم‌خوانی‌ها که تابعی از ماهیت نظام ولایت فقیه هستند، امر مطلق «حفظ نظام به هر قیمت» است. پس قیمت «حفط نظام ولایت فقیه» را باید در هر واقعه و بحران و بن‌بستی که نظام با آن مواجه می‌شود، مردم ایران و حتی منطقه بدهند. این یک استراتژی منطبق با خط کار سیاسیِ برآمده از تئوری ولایت فقیه است.

 

پس عجیب نیست که می‌داند کرونا وارد ایران شده، ولی حدود یک ماه خبرش را در «هیس» نگه می‌دارد؛ چون کشتار کرونا علیه مردم ایران برایش پشیزی هم ارزش ندارد و حساب «حفظ نظام» دستش باشد، کافیست. اگر تظاهرات ۲۲بهمن و نمایش انتخابات ۲اسفند، حتی چند درصد ناچیز هم به نفع حفظ نظام باشد، شیوع کرونا را پنهان نگه می‌دارد و به عوامل «حفظ نظام» میدان می‌دهد.

 

می‌بینیم همهٔ جنایتها و دروغگویی‌های کلیت نظام ولایت فقیه با هم هم‌خوانند و از یک ماهیت قرون‌وسطایی ناشی می‌شوند. نوعش و تاکتیکش مهم نیست. همهٔ انواعش به یک مرکز و استراتژی وصل‌اند.

 

می‌ماند جواب پرسش آخر. پاسخ کرونا دقیقاً سیاسی به‌معنی تعیین‌تکلیف نهایی این نظم ضدبشر است. کاری که بر عهده مردم و مقاومت مردم ایران است.