تبیین جهان- قسمت ۳۳
خوب، تا بهحال به اختصار مفهوم تطبیق ـ این قاعده اساسی تکامل ـ را در زمینههای مختلف باز کرده و مرزها و تفاوتهایش را با پارهیی برداشتها که ممکن بود با آنها مشتبه شود، روشن نمودیم. اکنون حسب المعمول میخواهیم نظری هم به قرآن بیاندازیم، بهخصوص که معنی واژه اسلام هم برایمان مطرح است.....
به هرحال، ما در یک مسیر مستمر به جانب نوآوریهای روزافزون قرار داریم، پدیدهها هر یک از دل دیگری بیرون میآیند. پدیدههای قبلی به تدریج نسخ و نفی میشوند، و پدیدههای متکاملتر و متطابقتر جانشین میشوند. دیدیم که این جریان ً دائما در حال غلیان و جوشش است و »خدا هر روز در کار خلقتی نو« است.
این افعالی که در این آیات به کار رفته است، همه مضارع است، یعنی باز هم در آینده استمرار خواهد داشت. خدا چه چیزها را برمیگزیند؟ کدامین پدیده را انتخاب میکند، یا انتخاب خواهد کرد؟ طبیعی است که بهترینها، متکامل ترینها، آنها که با ناموس آفرینش تطابق بیشتری دارند یا به عبارتی، آنها که »تسویه« بیشتری در آنها صورت گرفته است....
معنی تسویه
در کارگاه آفرینش از نظر قرآن، هر لحظه در پدیدهها تسویه، آراستن و پرداخته شدن و خلاصه تطابق بیشتری بایستی صورت گیرد. بعد با مشخص شدن مرزها، حدود، کمیتها و سرآمدها، ظرفیت تکاملیشان به انتها میرسد و پدیده در مسیر دیگری قرار خواهد گرفت.
»لغت تسویه، برای نمایاندن چگونگی اتوار گذشته)صورت بندیهای گذشته(، حیات انسان و تطبیق پیوسته قوا و غرایز و جوارح)اندامها(با حوائج و محیط، از لغات و اصطلاحاتی که علمای زیست شناسی برای رساندن این معنی به کار میبرند، رساتر و جامع تر است، زیرا اصطلاحاتی که مانند انتخاب طبیعی و تطبیق با محیط، اگر دو اصل درستی باشد، معنای وسیع و عمیق تسویه را نمیرساند«. »محرک تکاملی که در موجود زنده است و همچنین تغییر پیوستهیی که در محیط خارج است، موجب تغییرات و ناهماهنگی در ساختمان درونی و اعضا میگردد و اصل تسویه که منشأ هماهنگی و انطباق است، غرایز و اعضا و صفات را هماهنگ و منطبق مینماید و موجود زنده را به سوی تکامل پیش میبرد. در این میان هر موجود زندهیی که قدرت تسویهاش متوقف شود، از مسیر تکامل خارج شده و منقرض میشود و آن که قدرت حیات و تسویهاش بیشتر و صفت ربوبی و کرم پرورگار در آن وافرتر باشد، همی پیش میرود و قدرت مقاومتش در برابر عوامل متضاد افزوده میگردد و هر چه در مدارج حیاتی بالاتر درمیآید، به ثبات و اعتدال میگراید)همان پایداری(و به آخرین حد اعتدال میرسد و آنگاه که با تحول ناگهانی و جهش بهصورت انسانی درآید، از تصرفات محیط و عوامل آن میرهد)از بندگی محیط(و خود متصرف در محیط و تسخیرکننده قوای طبیعت میشود«.....
تسلیم و اسلام
اگر این درست است که قرآن حرکت همه پدیدهها را در جهت تطابق و هماهنگی هر چه بیشتر یا تسلیم به نظام آفرینش قلمداد میکند؛ این تسلیم که دقیقتر آن، همان تطبیق است، هر روز کیفیت نویی به خودش میگیرد؛ از تطابق جبری پدیدههای بیحیات تا ذی حیات، تا تطابق آگاهانه و اختیاری انسان. بر این اساس، از دید قرآن، هر کسی بایستی تن بدهد و تسلیم شود؛ ولی به قانون آفرینش! به قوانین تکاملی! باز تأکید میکنم، نه آن تسلیم انحطاط آور متداول در صحبتهای معمولی ما. نه! بلکه تطبیق انقلابی و ستم ستیز و جبرشکن....
سلام
به همین ترتیب، حالا که به اینجا رسیدیم، اجازه بدهید از یک رمز بسیار پرمعنای دیگر فرهنگ اسلامی صحبت کنیم. همین کلمه »سلام«، در هیچ مذهب یا مکتب دیگری نیست. ما وقتی به هم میرسیم، میگوییم سلام.
این رمز اسلام است. یعنی رسیدن به عمق شناختی از گرایش اساسی جهان، نیل به وحدت، صفا، صلح و آشتی؛ فقدان تضاد و اصالت دادن به وحدت. در بحبوحهیی از تضادها، یک جهان معنا، انطباق و وحدت تکاملی. یعنی در این بینش، اصالت با سلام است، سمت، سلام است. ما بهعنوان یک موحد، تضاد را قبول داریم، ولی اصالت با تضاد نیست…..