خلیفه تازهکار ارتجاع میخواست در سالمرگ خمینی ملعون، با نمایش اقتدار، میخ ولایت نیمهجان و درهمشکستهاش را بکوبد؛ اما اعترافات سران نظام قبل از نمایش و قرائت پیام مجتبی خامنهای در حین نمایش «بیعت» و «اقتدار» زنگ خطر بحرانهای مرگبار نظام در فاز سرنگونی را به صدا درآورد.
او با اعتراف به شرایط انفجاری جامعه و بحرانهای مرگبار نظام گفت دشمن بر دو نقطه متمرکز شده؛ اول معیشت و «تابآوری مردم» و دوم «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور» و افزود:
«در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی، و اختلاف است... نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هر گونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب میگردد».
ولیعهد سفاک با این کلام، در واقع به بحران معیشت و انبار باروت جامعه اعتراف کرد. او خوب میداند که تابآوری مردم به پایان رسیده و شورشگران جوان در کمین جرقهای برای شعلهور کردن قیام هستند. در همین روز آذری جهرمی با اشاره به قیام گرسنگان نوشت: «میدان بعدی شاید از جنس باروت نباشد؛ از جنس تورم باشد! پدافند اقتصادی کشور آماده است یا خدای ناکرده مجدداً غافلگیر میشویم؟».
بخش دوم اعتراف مجتبی خامنهای، به بحرانهای درونی نظام پس از مرگ خامنهای برمیگردد. وقتی میگوید هر اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی شود «نوعی کمک به دشمن محسوب میگردد»، دارد مستقیم باند فاشیستی و خودیهای ترسان نظام را تهدید میکند؛ همانهایی که هر گونه مذاکره را خیانت، و قالیباف و پزشکیان و عراقچی را خائن معرفی میکنند.
عمق بحران و سگدعواهایی که مجتبی را به وحشت انداخته، در اظهارات اخیر خودیهای نظام پیداست.
احمد فاطمی (۱۴ خرداد) با حمله به سران باند پایداری گفت: «جریان تندرو فکر میکند با پز و ژست انقلابیگری و شعار میتواند فرافکنی کند... تضعیف سران قوا در شرایط تهدید، پاس گل دادن به دشمن است».
همزمان محمدرضا باهنر با اشاره به همین انشقاق اعتراف کرد: «اگر بگوییم یکی جاسوس و یکی خائن است، این پنجاه سال مملکت چطور اداره شده؟».
پیش از این سردژخیم قضاییه، آنان را «خناسان» و «پیادهنظام دشمن» توصیف کرده و گفته بود: «خودتون باهاشون صحبت کنید بعضی از افراد رو دعوت بکنید اگر لازم هست حتماً پرونده قضایی هم تشکیل بدهید».
این اعترافات نشان میدهد که نمایش بیعت با مجتبی، خروجی یک بنبست همهجانبه است. فاشیسم مذهبی میان پتک قیام مردم و سندان بحران درونی گیر کرده است.
تجربه و نمونههای تاریخی نیز نشان میدهد که وقتی ستمگران به کاشت «بذر تردید، یأس، ترس و اختلاف» در بدنهٔ نظامشان اعتراف میکنند، برگ آخر کتاب آنها باز شده است. در شرایط کنونی هم هیچ نمایش و همایش و بیعت و ستایشی نمیتواند خلافت بچهضحاک نورسیده را از طوفان قیام و سرنگونی نجات دهد.