در برنامه قبل گفتیم که: نخستین مرزبندی سازمان مجاهدین خلق ایران با خمینی ضدبشر که داعیه اسلام داشت چه بود و چه پروسهای طی شد.
مسعود رجوی در اولین سخنرانی خود بعد از آزادی از زندان به صراحت گفت:
من نیامدم اینجا که روند خودبهخودی قضایا را فقط ستایش کنم.
ما نیامدیم که آن چه را هست، و فقط هست، تأیید کنیم.
مسعود رجوی افزود: لختی هم باید به آن اندیشید که چه چیز باید باشد و چه چیز هم نباید باشد.
آیا ما میخواهیم نسل ملعونی باشیم، نسل نفرین شدهای باشیم که فرصتها را از دست دادند.
من و برادرانم نیامدیم به این دانشگاه، به این شهادتگاه و به این زیارتگاه که هر چه را هست، هر چه را خودبهخود اتفاق میافتد، بیعیب بدانیم.
Listen to "آموزش برای کانونهای شورشی - شماره سوم" on Spreaker.
تلاش مجاهدین خلق از فردای پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، حفظ و گسترش آزادیهای دموکراتیک بود.
به همین علت مجاهدین خلق میبایست در مهلت بهوجود آمده بر اثر انقلاب ضدسلطنتی، در حالی که دیکتاتوری آخوندی هنوز موفق به تثبیت ارگانهای سرکوب خود نشده بود، چند اقدام اساسی انجام میدادند:
۱ـ بازسازی تشکیلات مجاهدین در خارج از زندان و گسترش آن به شهرهای ایران با عضوگیری از جوانان انقلابی.
۲ـ تشکیل میلیشیای مردمی بهعنوان بازوی انقلاب، برای حفاظت از آزادی و آزادیخواهان در برابر ارتجاعی که خیز برداشته بود تا نیروهای دموکراتیک و انقلابی را قلع و قمع کند.
۳ـ پیشبرد یک سیاست هوشیارانه و در عینحال انقلابی برای افشای ماهیت خمینی و در صورت امکان تحمیل خواستهای دموکراتیک به او.
در این قسمت به این میپردازیم که سرکوب آزادیهای دموکراتیک توسط خمینی دجال چگونه انجام شد....