728 x 90

حدشکنی در حمله به‌ مجاهدین، چرا؟

سخن روز
سخن روز

در تمام این سالیان روزی نبوده است که رژیم دجال آخوندی بدون تبلیغات و لجن‌پراکنی و جنگ روانی علیه مجاهدین و مقاومت ایران سر کند؛ اما آنچه ما در روزهای اخیر و پس از سلسله گردهمایی‌های جهانی مقاومت ایران شاهد آن هستیم، نسبت به‌قبل یک جهش و پیک کیفاً متفاوت را نشان می‌دهد. تنها کافی است به‌آنچه در کر گوشخراشی که در نمایشهای جمعهٔ (سوم مرداد) در شهرهای مختلف کشور جریان داشت، نگاهی بیاندازیم، با این یادآوری که به‌علت شرایط کرونایی در اغلب شهرهای کشور، به‌خصوص در کلان‌شهرها نمایش جمعه برگزار نشده و آنچه هم که اینجا بیان می‌شود، اندکی از بسیار است، اما همین اندک نیز به‌طور نمونه‌وار می‌تواند حقایق مهمی را آشکار سازد.

از جمله امام جمعه نطنز در ابراز وحشت از آنچه که روزنامه‌های حکومتی از آن با عنوان «یکان سایبری مجاهدین» نام می‌برند گفت: «مردم بدانید دو هزار نفر از منافقان در حال فضاسازی در فضای مجازی هستند و هر روز ۳۰هزار مطلب علیه نظام منتشر می‌کنند، اینها می‌خواهند سرمایه‌های اجتماعی مانند ولایت و شورای نگهبان را خدشه‌دار کنند، منافقان درصدد تشدید نارضایتی عمومی... هستند».

امام جمعه اردستان کارش از وحشت به‌جنون و هذیان کشیده و می‌گوید: «منافقین اخیراً در سوریه با عنوان مدافعان حرم اقدام به‌کشتن مردم می‌کنند تا چهره مدافعان حرم را مخدوش کنند». وی درجملهٔ بعد به‌طور کاملاً متناقضی می‌افزاید: «امروز روش منافقین عوض شده است، امروزه منافقین به‌دنبال جنگ نظامی نیستند بلکه به‌دنبال جنگ سایبری و رسانه‌ای هستند. جوانان ما باید مراقب باشند و فریب اخبار کذب را نخورند».

امام جمعه ورامین وحشت و نگرانی خود را از اصابت تیرهای افشاگرانهٔ مجاهدین به حساس‌ترین نقاط رژیم را این‌چنین بروز داده و می‌گوید: «کار دیگر منافقان تخریب سرمایه‌های کشور و مقام عظمای ولایت و تشکیل نارضایتی و بی‌اعتمادی مردم و کاهش امید با دامن‌زدن به‌زخم‌هاست. ». . .

نمونه‌ها و موارد البته بسیار بیش از اینهاست؛ اما از همین اندک نیز به‌مصداق مشت نمونهٔ خروار، نکات مهمی را می‌توان دریافت:

دلایل هراس آخوندهای درمانده

نخستین هراس، از نقش مجاهدین و مقاومت ایران در برانگیختن طوفانهای آتشین قیام پیش رو، هم‌چون قیامهای دی ۹۶ و آبان و دی۹۸ است. آخوندهای حاکم خوب می‌دانند که آتشفشان قیام در بطن جامعهٔ ایران زنده و در جوشش است و بی‌تردید در روزی که چندان دور نیست فوران خواهد کرد و چیزی از بساط جور و جهل و جنایت بر جا نخواهد گذاشت.

هراس دیگر از روشنگریهای مجاهدین است که تمام مردم تحت ستم، به‌خصوص جوانان شورشگر را تحت تأثیر قرار دهد و به‌حرکت درآورد. کما این که در همین روزها شاهد خیزش مردم بهبهان با شعارهای مرگ بر دیکتاتور و طوفان عظیم توئیتری و اعتراضات گستردهٔ اینترنتی بودیم که توانست جلادان را به عقب‌نشینی از احکام اعدام ۳جوان شورشی وادار کند.

وحشت از به‌ثبت رسیدن آلترناتیو

این وحشت جنون‌آسا به‌خصوص در سلسله‌ گردهمایی امسال مقاومت به‌اوج رسید، چرا که این گردهمایی آنلاین چنان مداری از توانمندی و قدرت سیاسی اجرایی، تشکیلاتی و مدیریتی را به‌ظهور رساند که چشم دوست و دشمن را خیره کرد.

جو لیبرمن کاندیدای معاونت ریاست‌جمهوری آمریکا که از سخنرانان این گردهمایی بود، گفت: «آیا گروه اپوزیسیون دیگری هست؟ راستی آیا گروهی در جهان وجود دارد که بتواند چنین گردهمایی جهانی‌یی را سازمان دهد؟ فکر نمی‌کنم! آیا گروه اپوزیسیون دیگری هست که از جانب مردم باشد و حمایتی ولو نزدیک به‌شورای ملی مقاومت ایران داشته باشد؟ خیر!».

وحشت آخوندها هم دقیقاً در همین نقطه است که حد می‌شکند، زیرا در شرایطی که همه می‌بینند که در و دیوار این رژیم و جامعهٔ ایران به‌رساترین وجهی پیام می‌دهند که عمر این نظام سر آمده و سرنگونی در دسترس است، نیرویی و آلترناتیوی هست که صلاحیت و توانمندی همه‌جانبه خود را به‌روشن‌ترین وجهی به‌اثبات رسانده است.

مایکل کامینسکی نایب‌رئیس سنای لهستان در سخنان خود در گردهمایی مقاومت ایران با اشاره به کارزار دروغ‌پراکنی بلاوقفه رژیم علیه مجاهدین و مقاومت ایران گفت: «تمامی رژیمهای دیکتاتور به‌اخبار دروغ نیاز دارند و رژیم آخوندی در ایران در حضیض استیصال نیازمند چنین اخباری است چرا که آلترناتیو آن یک جریان جدی است که شمار قابل توجهی از جوانان ایران را به‌سمت خود جذب می‌کند».

و جولیانی نیز گفت: «سران این رژیم می‌دانند این سازمان یک تهدید تمام‌عیار برای آنهاست و وقتی امروز این گردهمایی مردم را با استفاده از «زوم» و شیوه‌های مدرن ارتباطات و توانمندی ما را برای پخش این برنامه به‌سراسر ایران ببینند، آن‌هم به‌رغم تلاش‌هایشان برای متوقف‌کردن ما، متوجه می‌شوند که چه دشمن نیرومند و قدری دارند».

جولیانی سپس افزود: «یک دولت سایه وجود دارد که دوران‌گذار را اداره کند تا وضعیتی که چند سال پیش در عراق داشتیم اتفاق نیفتد؛ تا دولت بتواند به‌کارش ادامه بدهد و مردم بتوانند بلافاصله از شکوفایی برخوردار شوند».

ویژگیهای یک آلترناتیو بالفعل

آمادگی و توانمندی یک آلترناتیو بالفعل به‌خصوص آنجا محک می‌خورد که بتواند هم توده‌های مردم و هم تمام طرفها در عرصهٔ سیاست را به‌این نتیجه برساند که نه تنها قادر به سرنگونی است، بلکه قادر به‌ادارهٔ کشوری است که توسط آخوندها ویران شده است و می‌تواند زخمهای بیشمار این جامعهٔ سرکوب شده و ویران گشته را مرهم نهد و آن را به‌جانب پیشرفت و صلح و شکوفایی هدایت کند.

و این، چنان واقعیت اثبات شده‌یی است که نه تنها در حال حاضر بر زبان و قلم اضداد مقاومت که سال‌ها علیه مجاهدین گفته و نوشته‌اند، جاری گردیده، بلکه دشمن کین‌توز و رویارو نیز به‌رغم همهٔ تلاش برای وارونه نشان دادن آن، اما اغلب به‌زبان وارونه و گاهی هم به‌صراحت، ناگزیر از اذعان به‌آن است. الیاس حضرتی عضو سابق مجلس رژیم یکی از آنهاست. او می‌گوید: «مجاهدین با سرمایه‌یی هنگفت در کمینند تا مناسبات مردم و مسئولان را تبدیل به‌مناسباتی خصمانه و پر از سوءتفاهم کنند. متأسفانه مجاهدین در این راه بی‌توفیق هم نبوده‌اند».

توانمندی و ویژگیهای ممتاز آلترناتیو و جایگزین سیاسی رژیم رو به‌سقوط آخوندی نه تنها مورد اذعان دوستان و حامیان دیرین مجاهدین و مقاومت ایران است، بلکه واقعیتی است که دیگر دولتمردان و سیاست سازان نیز به‌آن اذعان می‌کنند. از جمله سناتور تد کروز در همین روزها، طی سخنانی در بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها در واشنگتن، پس از تأکید بر ضرورت سرنگونی رژیم تروریستی آخوندی گفت: «در سالهای اخیر در پی معامله اوباما با رژیم ایران، ایده سرنگونی این رژیم را تندروانه تلقی کرده‌اند؛ چون ایده تغییر رژیم مترادف چیزی می‌نماید که ما بی‌خودی، احمقانه و به‌طور فاجعه‌بار در عراق دنبال کردیم، اما چنین تصوری درست نیست».

جولیانی، لیبرمن و تد کروز و سایر شخصیتهای آمریکایی و دوستان و حامیان مجاهدین و مقاومت ایران در دیگر کشورهای جهان، به‌روشنی سمت تحولات جامعهٔ ایران از استبداد دینی به‌سمت آزادی و دموکراسی را دریافته‌اند و می‌کوشند خود را با آن هم‌سو کنند. این درک از شرایط ایران را می‌توان به‌وضوح در بیانیهٔ ۳۱تن از شخصیت‌های برجستهٔ آمریکایی اعم از سناتورها، نمایندگان کنگره، دولتمردان و نظامیان ارشد سابق مشاهده کرد. آنان می‌نویسند: «تنها جنبشی که بیشتر از هر موجودیت دیگری، از جمله دولتها در راستای آزاد کردن شهروندان ایرانی از شر استبداد و جهان از تروریسم ناشی از بنیادگرایی عمل کرده، شورای ملی مقاومت ایران است».