ولایت درهمشکسته میخواست زیر چتر جنگ و قطع اینترنت کانونهای شورش و قیام را نابود کند، اما هر چه زمان گذشت نامشان جاودان و پیامشان تکثیر شد. در آخرین نمونه، ۲رسانهٔ معتبر گاردین و ساندیتایمز، با انتشار گزارشهایی تکاندهنده، پرده از راز سربهداران برداشتند.
این گزارشها نشان دادند که اعدامهایی که از بامداد ۱۰فروردین با مجاهدان قهرمان، محمد تقوی و اکبر دانشورکار شروع شد، آرمان کانونهای شورشی را جهانی کرد.
ساندی تایمز با استناد به ویدیوهای مخفیانه از درون بند ۴ قزلحصار، حماسهیی بینظیر را روایت میکند: «پویا قبادی در حیاط زندان تنها نشسته بود. یک نهال خشک و بیبرگ، سایهای باریک بر دیواری انداخته بود که بالای آن با سیمخاردار پوشیده شده بود. در گوشهیی، کسی به فارسی نوشته بود: «مرگ بر دیکتاتور».
قبادی، ۳۳ساله، مهندس برق اهل شهر سنقر، شروع به خواندن کرد:
به قبضه سلاح دست میفشارم
که آتش جواب آتش است».
این گزارش فاش میکند که رژیم در یک ماه گذشته با سرعتی بیسابقه ۱۷نفر را اعدام کرده تا به خیال خود از «انفجار اجتماعی» پیشگیری کند.
ساندی تایمز در ادامه با اشاره به سایر تصاویری که مخفیانه در زندانها ضبط شده مینویسد:
«این تصاویر شامل سوگند خوردن زندانیان پیش از بازگشت به سلولها و ویدیوهایی سیاسی از آخرین عهد و پیمانهای آنان پیش از اعدام است. در یکی از این ویدیوها، شش مرد محکوم به اعدام در حیاط زندان با هم آواز مقاومت میخوانند.
در یکی از ویدیوها، وحید بنیعامریان، ۳۳ساله، مستقیماً خطاب به خامنهای میگوید: خطاب به رهبر جمهوری اسلامی که میخواهد ما را اعدام کند تا در جامعه ترس ایجاد کند؛ میخواهم یادآوری کنم که من و امثال من از خون جوانان آزادیخواه برخاستهایم».
همزمان، گاردین انگلستان نوشت: «بابک علیپور، فارغالتحصیل حقوق، ۳۴ساله که ۳سال در صف اعدام بود، با خطی مرتب و فشرده در سلولش نوشته بود ترسی از مرگ ندارد. علیپور گفت: «دیکتاتورها آمدهاند، سرنگون شدهاند، مردهاند و کشته شدهاند، و حالا نوبت دیکتاتوری پسر خامنهای است...» .
این همصداییِ رسانهیی، بنبست و درماندگی رژیمی را افشا میکند که با هر اعدام، طناب را بر گلوی خود سفتتر میکند. همانطور که در گزارش ساندی تایمز آمده، این قهرمانان در بیانیهٔ مشترکشان فریاد زدند: «ما در طول تاریخ ایران صدها هزار بار اعدام شدهایم. بنابراین اگر سرنوشت چنین رقم بزند که بار دیگر صدها هزار بار ما را اعدام کنید، به امید پیروزی یک جمهوری دموکراتیک و آزادی و شکوفایی این میهن اسیر، در موضع شورشی خود استوار خواهیم ماند».
بله! نام آنها دیگر محوشدنی نیست؛ چرا که خون این سربهداران، اکنون به مانیفست آزادی در قلب لندن و کوچهپسکوچههای ایران تبدیل شده است.