در روزگاری که طناب دار به ابزاری برای خاموشکردن صداها تبدیل شده، برخی صداها درست در آستانه خاموشی، بلندتر از همیشه شنیده میشوند.
سرود «بهپا گردان» که توسط شش شهید کانون شورشی (فرمانده وحید بنیعامریان، محمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، اکبر دانشور کار و ابوالحسن منتظر)، در حیاط زندان قزلحصار بهصورت جمعی اجرا شده است، فراخوانیست برای «برخاستن». صدایی که از دیوارهای سنگی و سیمانی زندان گذشت، در کوچه پس کوچههای شهر چرخید و در خارج از مرزهای ایران هم درخشید!
روز دوشنبه ۱۷فروردین تلویزیون کانال یک ایتالیا ضمن درج خبری از اعدام وحشیانهٔ زندانیان سیاسی در ایران نوشت: «اینجا، در محوطه زندان قزلحصار، شش تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، پیش از آن که در روزهای اخیر اعدام شوند، سرود مقاومت میخوانند. وحید بنیعامریان میگوید: «من به "جرم" حمایت از سازمان مجاهدین به مرگ محکوم شدهام. هر ماه صدها حکم اعدام اجرا میشود. آیا اینها برای مداخله جامعه جهانی کافی نیست؟».
و خانم اینگرید بتانکور کاندیدای پیشین ریاستجمهوری کلمبیا، در این باره نوشت:
این ۶ زندانی سیاسی زیباترین سرود خود را بهعنوان آخرین ادای احترام به آزادی، قبل از قتلعام توسط رژیم ایران برای ما به جا گذاشتند. آنها در حالی که جنگ در ایران بهشدت در جریان بود، اعدام شدند.
در این سرود، ابتدا تصویری از یک سرزمین زخمی را میبینیم:
اگر ایران، خرابآباد و ویران است
اگر جان من و تو جان ایران است
اگر این خاک زیر سایهٔ مرگ است
اگر داغ گلوله سهم گلبرگ است
با این مقدمه فراخوان میدهند. فراخوان برای برخاستن، مسلح شدن و شکستن موانع و سدهای بیهزینگیست.
هلا برخیز و چون تندر
مسلح کن سلاحت را
بپا گردان رزمآور
تو بشکن سد راهت را
این فقط یک استعاره یا شعار نیست. جار و جنجال سیاسی هم نیست. راه درهمشکستن ضحاک خونآشام و مسیری است که کاوههای میهن در هیأت کانونهای شورشی با خون باز کردند:
منم توفان، بترس ای بید لرزیده!
هماوردت حریفی سخت ورزیده
منم ایمان منم عصیان پر از باور
که میجنگم که میمانم تواناتر
منم کانون شورشگر
که حاضر گفته تا آخر
«زیباترین سرود» جهان فقط یک توصیف نیست؛ تصویر روشنی از شکست تابوی مرگ توسط انسان است. بیانیه و صدای جمعی نسلی است که صحت و صداقت و کارنامهاش را با خونش امضا کرده است.
این سرود وداع هم نیست. انتقال یک پیام، یک نقش و یک مسیر است و نشان میدهد که حتی در آستانه مرگ هم، میتوان «حاضر» گفت و جانانه ایستاد.