تشدید کشتار و اعدامهای سیستماتیک در ایران، بار دیگر اثبات میکند که بچهضحاک خونآشام در برابر باروت خشم مردم و «هستههای شورش» و قیام به بنبست رسیده و با تبدیل بیدادگاهها به اتاق جنگ، تلاش میکند جامعه را مجروح و منجمد و جوانان را زمینگیر کند.
عفو بینالملل در آخرین گزارش خود نوشت: «رژیم ایران سال گذشته بیش از ۲۱۵۰ نفر را اعدام کرده است، افزایشی سرسامآور که اعدامهای ثبتشده در سراسر جهان را به بالاترین سطح خود از سال ۱۹۸۱ رسانده است». اما پاسخ خیابان به این توحش، شعلههای فروزان شورشگران بر مراکز سرکوب و جنایت؛ واقعیتی که ترس فلجکنندهٔ خلیفهٔ نیمهجان از قیام پیشرو را دوچندان کرده است.
در همین راستا، همصدایی کمنظیر نوبلیستها، حقوقدانان و برجستهترین مدافعان حقوقبشر، طوفانی حقوقی را علیه ماشین سرکوب ولایت فقیه به راهانداخته است.
محور این موج جهانی، نامه سرگشاده ۳۰۹ شخصیت تراز اول حقوقی و سیاسی به دبیرکل سازمان ملل متحد است. در میان امضاکنندگان این بیانیه، اسامی افرادی چون رؤسای سابق شورای حقوقبشر سازمان ملل، رئیس دیوان بینالمللی جنایی، دهها مقام سابق سازمان ملل و گزارشگر ویژه از جمله جاوید رحمان و ریچارد گلدستون، و برندگان جایزه صلح نوبل به چشم میخورد.
در بخشی از بیانیه آمده است: «ما همبستگی خود را با کارزار“ نه به اعدام ”در زندانهای ایران و با کارزار“ نه به حاکمیت اعدامکنندگان، آری به جمهوری دموکراتیک در ایران“ اعلام میکنیم».
امضاکنندگان ضمن فراخوان به دبیرکل برای تلاش در جهت توقف اعدامها، با انگشت گذاشتن بر فرهنگ مصونیت دژخیمان که ریشه در قتلعام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۹۸۸ دارد، اعلام کردند که ابعاد اعدامهای کنونی در چهار دهه گذشته سابقه نداشته است.
نقطه تمرکز این نامه بینالمللی و همچنین نامه اعتراضی ۱۴ نماینده پارلمان اروپا به ریاست اتحادیه اروپا، افشای اعدامهای هدفمند و با انگیزه سیاسی است؛ جنایتی که طی آن دستکم ۸ مجاهد خلق و ۱۱ شورشگر قهرمان سربهدار شدند و ۱۱ مجاهد دیگر نیز در معرض خطر فوری قرار دارند. امضاکنندگان بر اساس گزارش رسمی سازمان ملل که این جنایات را «جنایت علیه بشریت و نسلکشی» ارزیابی کرده، از دبیرکل و کشورهای عضو ملل متحد خواستند تا فوراً هر گونه تعامل اقتصادی و دیپلماسی با این رژیم را به توقف قابل راستیآزمایی اعدامها مشروط کنند و با استفاده از صلاحیت قضایی جهانی، عاملان این جنایت را پای میز محاکمه بکشانند.
طنین این اعتراض جهانی شلیک به استراتژی ارعاب خامنهای است؛ چرا که نشان میدهد خون شهیدان سربهدار قزلحصار، مشروعیت سرنگونی رژیم را به یک مانیفست جهانی تبدیل کرده است.